ما هیچکدام قادر نیستیم شهدا را بشناسیم فقط ظاهری می بینیم که همان ظاهر را نقل می کنیم ،«شهید ناظم پور»هم مثل بسیاری از رزمنده ها ریشه اش خیلی قوی بود .این را من وقتی فهمیدم که رفتیم منزلشان وبا خانواده اش کمی آشنا شدیم آن جا من احساس کردم که علی آقا هر چه داشت از این خانواده داشت.همشیره ی ایشان وقتی آمد ونشست گفت:«علی وقتی می خواست برود جبهه برای ما ناراحت بود ،اما نه این که ناراحت نان وآب ومعیشت ما باشد ،نه....ناراحت دین مان و وفاداری مان به امام بود.من به علی گفتم:«کاکا!تو ناراحت نباش ما اگر لازم بشه کاکاعلی
عزیزانم لطفا در لینک بالا نظر قشنگ خودتون را قرار دهید .یه دنیا ممنون
+ نوشته شده در شنبه سی ام مرداد ۱۳۹۵ ساعت 12:0 توسط بهبدeslam
|
برچسب:
نویسنده: حدیث رادمنش
تاريخ: شنبه
1 بهمن
1401 ساعت: 2:55